خرید بک لینک
سلام .دیماه فصل تولد همسر دوباره رسیده . خوب بهانه ایی هست برای تجدید میثاق . برای اینکه دوباره عاشقانه فریاد بزنم عاشقانه دوستت دارم . باید اعتراف کنم سه سال زندگی خودم رو زهر مار کردم .خوب نبود اصل خوب نبود . این مرد عاشق رو اذیتش کردم ولی هم اون خیلی با گذشته و هم من تصمیم گرفتم خانم خوبی براش با

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:55

سلام . چه آشتیه بیفایده ایه که بعد 30 سال آشتی کنی.

وقتی خبر آشتی پدرم با مادربزرگم رو شنیدم از ادم بودن خودم بدم اومد

نوشته شده در یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ساعت ۸:۲۲ ق.ظ توسط راراز|

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:55

سلام . من و همسر بدجوری تو جو خریدخونه جدید هستیم . خدایا مهربونم بهترین ها رو به ما نزدیک بفرما . بعضی ازخونه ها که می بینیم خیلی بامزس . مثل یه خونه که دیروزدیدیم . خونه یه دیزاین فوق العاده پر از عکسهای خانمو آقا با هم . یکی از اتاقها 18 متر و یه تختبزرگ دایره ای توش . تو یکی از اتاقها هم حلقه

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:55

امروز مصادف با شش دیماه سعید مدیر شد !!! شاید برای شروع کار خوبی باشه ! می دونید چیه همیشه بین من و اون بحثی هست که تو به فکر بچه ها نیستی ولی خودم به یه جایی رسیدم که من مرد حرف نیستم و مرد عملم . نه که اون مرد عمل نباشه ولی من حس نمیکنم جایی رو کم گذاشته باشم . من یه برنامه دقیق دارم تو زندگیم

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:55

تند تند دارم حاضر میشم برم سر کار . برف خوبی باریده و همسر و بچه ها تعطیل هستن. میخوام تا خوابن برم . محمد از تو رختخواب صدا میکنه من بازم باید برم . میرم پیشش بوسش می کنم میگم امروز تعطیلی و مامان ولی باید بره . چشاش برقی میزنه و میدوه بیرون از رختخواب . میره قمقمش رو پر میکنه و میگه مامان ایو بذار

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:55

میخوایم بریم برا قولنامه خونه . می ریم دو تای کافی شاب و دو تا چایی و کیک داغ می زنیم . از اینکه منبا چنگال کیک ها رو می دم به دهان همسر زیاد خوشش نمیاد چند تا دختر داف دارن این صحنه رو ضبط می کنن . ترجیح میده کیک نخوره - بعد از دو ساعت: خونه نمیشه . می ریم دو تایی جیگری و کلی سیخ جیگر میزنیم .

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:55

روزی بلاخره همه چیز به پایان میرسه . عشق ماهم داره لحظات پایانی خودش رو میگذرونه. ماوارد یه خونه بزرگ شدیم یه خونه تقریبا 160 متری ولی یک میلیارد و600 حرف وغر خیلی خسته و شکسته شدم .خیلی داغونم . یک زندانیم . در دستان انسانهای عنه درازی اسیر . شایددارم ناشکری میکنم . نمیدونم تحملم تا کی باشه نمی

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:55

الان که این نوشته رو می بینم یکی از بهترین سفرهای خودم رو رفتم . سفر به مشهد به صورت ماموریتی ! ماموریت که چه عرض کنم صفا سیتی . یکم حاشیه داشت ولی در کل خیلی خیلی خوب بود . کلی نماز جماعت در حرم خوندم همون چیزی که دلم میخواست . هرچند یکم توانم نسبت به مجردی ها کم شده بود ولی بازم خوب بود . جامون

برچسب: نویسنده: لیلا قاسمی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 8:55

صفحه بندی